هديه هديه ، تا این لحظه: 15 سال و 8 ماه و 15 روز سن داره

هديه خانم، مغز بادوم

این روزها

سلام عشقم دختر قشنگم تو این هفته خدا رو. شکر حالت بهتر شد و دوباره سر حال شدی و به شیطونی و بازی مشغولی  دو روز 4 شنبه و 5 شنبه بردیمت خونه مامان نرگس چون من و پدر باید می رفتم بابل برای همایش عمران و شما هم حسابی کیف کردی و روز 5 شنبه حتی زنگ زده بودین به زهرا و اونم وقتی فهمیده بود شما دو تا با هم هستین لج کرده بود و پدرش آورده بودش پیش شما و خلاصه سه تایی حسابی بازی کرده بودین ساعت 4 عصر که من رسیدم خونه مامان نرگس درست مثل خرمشهر بعد از آزاد سازی بود یعنی دقیقا هیچی سر جای خودش نبود خلاصه که حتی وقتی می خواستیم بیایم خونه می گفتی زهرا هم باید بیاد اما چون برنامه پدرش معلوم نبود نتونستیم بیاریمش دختر نازم روز جمعه هم با ه...
21 ارديبهشت 1393

مریضی

سلام عشقم تقریبا تمام طول هفته گذشته رو هم من هم شما هم پدر مریض بودیم به همین خاطر هم خیلی هفته خوبی نبود جز  چهار شنبه که دایی داوود اینا و مامان نرگس اینا شام اومدن خونمون و پنج شنبه هم ناهار رفتیم خونه مامان نرگس و شام هم رفتیم خونه زن عمو مریم غیر از اون فقط مریضی بود مریضی و مریضی  دوستت دارم عشقم 
13 ارديبهشت 1393

زبان شیرین کودکی

سلام عشقم امروز می خوام از خودت بگم اینکه چقدر شیرین حرف می زنی و چه کارای بامزه ای انجام میدی اول بگم همچنان خ رو ح تلفظ می کنی مثل نمیحوام=نمیخوام نمیحورم=نمیخورم محمل=مخمل خلاصه همچنان ادامه داره بعضی کلمات رو هم اختراع می کنی مثل  چرخ فربندان که یعنی............................................چرخ خیاطی!!!!!!!!!!!! اننگ یعنی............................................. هرچی که آهنگ بزنه مثل بلز ! !!!!!!!!!!! تازگی ها یاد گرفتی که می ری روی صندلی ویا بالای پله های تخت و اسباب بازی هارو از کمدت در می اری بیرون واسه همین اتاقت تبدیل شده به زمین مین گذاری شده و نمی شه توش پا گذاشت خوب بلدی چه طور از ...
4 ارديبهشت 1393

عکس پارتی

سلام عشقم این عکسا مربوط به اول سال تا حالاست مینی هفت سین ما هدیه خانم موقع سال تحویل هدیه و هفت سین هدیه بعد از سال تحویل در حال لج برای بستنی هدیه کنار هفت سین عظیم شهر یعنی خداییش در مقابل هفت سین ما این غول بودا راستی سر همین میدون شهر یه سربازی گذاشته بودن گپی ابوالفضل بود حیف نشد ازش عکس بگیریم اما خدایی شبیه بودن خونه مامان اکرم قایم باشک هدیه البته بگما کل لباسارو از چمدون بیرون ریخته بودی نه اینکه خال بوده از اول     اینم پارک ارم که فقط تو استخر رفتی و البته سوار تاب نی نی هم شدهی با من ولی اونقدر گریه کردی که نگو اینم نقاشی صورت پارک ارم که قرار بود خرگوش باشه اما نذاش...
4 ارديبهشت 1393
1